سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
303
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
شده نه عرفا و نه وضعا براى قذف موضوع نباشد . و تعريض يعنى كسى را در معرض و مظنّه قذف قرار داده بدون اينكه تصرح به قذف بنمايد . و همانطورى كه مرحوم مصنف فرمودهاند هركدام از تأذى و تغريض موجب تعزير مىباشند زيرا عمل و فعلى حرام ميباشند كه ارتكابشان سبب ثبوت تعزير مىگردد . و امّا اينكه چرا موجب حدّ نيستند جهتش آنست كه : حدّ تنها در صورت قذف صريح ثابت مىگردد و فرض آن است كه ايندو صراحت در قذف را ندارند . سپس در ذيل [ مثل قوله هو ولد حرام ] مىفرماين : اين عبارت براى مثال بودن هردو امر صلاحيّت و شايستگى دارد چه آنكه تفوّه به آن هم موجب اذيّت ديگرى شده و هم در آن تعريض است به اينكه وى ولد زنا مىباشد ولى در عين حال احتمال غير آن را دارد مثل اينكه ممكن است مقصود قائل اين باشد كه مقول له اگرچه از پدر و مادر شرعى متولّد شده ولى فعل حرام واسطه اين تولّد بوده نظير اينكه نطفهاش در حال حيض و ناپاكى مادرش منعقد شده با پدر و مادر در حال احرام با علم بحرمت نطفهاش را منعقد نمودهاند . سپس مىفرماين : و عبارت [ لست بولد حلال ] يعنى تو حلالزاده نيستى ، نيز مانند [ ولد حرام ] مىباشد و هرچه در آن گفتيم در اين نيز جاريست . البته گاهى از عبارت مزبور يعنى [ لست بولد حلال ] اين معنا مراد استكه تو اخلاق پاكيزه و خوبى نداشته ، به امانات و متعهد نبوده و به